مؤسسه‌امام‌خميني(ره)    

جستجو
 


پايگاه‌هاي مرتبط
 









برگزارى دوره‌هاى آموزشى

برگزارى دوره‌هاى آموزشى

ب) برگزارى دوره‌هاى آموزشى


مسئول واحدآموزش: محمد نجفي

برگزارى دوره‌هاى آموزشى و تربيت نيرو‌هاى علمى مورد نياز در موارد لازم

هدف دوره‌ها

رفع نيازهاى علمى و مهارتى در مواردى كه نيروى متناسب با نيازهاى مركز در جامعه علمى وجود ندارد يا، زمينه استفاده از آنها فراهم نيست يا، استفاده از آنها مستلزم هزينه و زمانى بيشتر از تربيت نيروى مناسب است.

ويژگى دوره‌ها

1) براى اولين بار در حوزه علميه؛
2) براى اولين بار در ايران با توجه به جامعيت در موضوعات مربوط به عرفان
3) آموزش با محوريت پژوهش؛

دوره‌هاى برگزار شده:

1) آموزش‌ عرفان اسلامى به صورت تفصيلى و كامل؛
2) آموزش منطق در دوره‌هاى نيمه تفصيلى از ميان فارغ‌التحصيلان فلسفه؛
3) كارورزى معرفت‌شناسى و آموزش يا كارورزى در فلسفه‌هاى مضاف به صورت كوتاه مدت يا نيمه تفصيلى؛
4) بورسيه افرادى براى تخصصهاى برتر در رشته‌هاى تخصصى مركز؛
5) آموزش مهارت‌ها؛
6) آموزش‌هاى مختلف رايانه‌اى در موارد لازم؛
7) آموزش حروف چينى و برنامه‌هاى مربوط به آن؛
8) ‌آموزش كتابدارى و رده‌بندى براى كارمندان كتابخانه؛
9) ايجاد دوره‌هاى آموزش شيوه‌هاى مديريت در حدّ لازم براى مديران؛
10) آموزش نويسندگى به نويسندگان مقالات فرهنگ‌نامه و دائرة‌المعارف؛

فعاليت‌ها:

‌أ) آموزش عرفان اسلامي(تربيت محقق و متخصص)

تــــعداد دوره‌هــا:

2 دوره

تعداد دانش‌پژوه‌هان:

هر دوره بين 20 تا 25 نفر

تعداد واحدهاى درسى:

هر دوره بين 80 تا 100 واحد درس و كارورزى تحقيق
با توجه به اينكه ورود در اين دوره‌ها به دلايل متعدد، محدوديت‌هاى فراوانى دارد دانش‌پژوهان اين دوره‌ها بايد وضعيتى مشابه افراد بورسيه داشته باشند تا امكان جذب و نگه‌دارى آنها وجود داشته باشد.
طول زمان دوره‌ها: هر دوره حدود 5/3 تا 4 سال (7 ترم تحصيلى.)

‌ب) آموزش منطق

تعداد دوره‌ها:

2 دوره

تعداد دانش‌پژوه‌هان:

هر دوره 15 تا 25 نفر

تعداد واحدهاى درسى:

هر دوره 50 واحد

طول زمان هر دوره:

چهار ترم تحصيلى

‌ج) كارورزى معرفت‌شناسى

تعداد دوره‌ها:

2 دوره

تعداد دانش‌پژوه‌هان:

هر دوره 5 تا 10 نفر

تعداد واحدها:

هر دوره 20 واحد

طول زمان هر دوره:

دو ترم تحصيلى

‌د) آموزش فلسفه‌هاى مضاف

تعداد رشته‌ها:

5 رشته (فلسفه دين، فلسفه اخلاق، فلسفه سياست، فلسفه حقوق، فلسفه علم)

تعداد دوره‌ها:

هر رشته 2 دوره

تعداد دانش‌پژوهان:

هر دوره 5 تا 10نفر

تعداد واحدها:

هر دوره 20 واحد

طول زمان هر دوره:

هر دوره، دو ترم تحصيلى

‌ه) آموزش انواع مهارتهاى رايانه‌اى لازم براى مركز

هر محقق 4 واحد در طول 2 سال تحقيق براى مركز وهر كارمند حداقل 4 واحد، كه با توجه به نياز قابل افزايش است.

‌و) آموزش كتابدارى براى كتابداران و مسئولان كتابخانه

مجموعاً 8 تا 15 واحد درسى در طول 5 سال خدمت

‌ز) دوره‌هاى آموزشى مديريت براى مسئولان و مديران.

ـ هر مديريت در طي2 سال مديريت 4 تا 8 واحد

‌ح) بورسيه جهت تخصص‌هاى برتر

5 نفر در حد دكترا و فوق تخصص در كل هدف اول

‌ط) آموزش‌هاى لازم به اقتضاى شرايط(پيش‌بينى نشده)

- 50 نفر
- هر نفر 5 واحد درسى.

لازم به ذكر است به جز آموزش عرفان و منطق و بورسيه كه دوره‌اى طولانى و تمام وقت است ساير آموزش‌ها، آموزش محدودتر و در ضمن خدمت خواهد بود.

همه موارد فوق مربوط به هدف اول است امّا زمان اجراى آن ممكن است در برخى موارد، همان زمان هدف دوّم باشد مثلاً اگر در نگارش فرهنگ‌نامه‌ها با كمبود نيرو احساس شود اجراى آموزش‌هايى لازم خواهد شد آنها در اهداف دوم و سوّم نيز قابل استفاده است.

مقدار انجام شده از طرح

‌أ) برگزارى دوره نخست تربيت محقق عرفان اسلامى

ويژگى اين دوره:

ايجاد دو دورة آموزشى و پژوهشى پيشرفته عرفان اسلامى با حدود هشتاد واحد آموزشى و پژوهشى، در حكمت متعاليه، عرفان نظرى، عرفان عملى، عرفان ادبى، عرفان تطبيقى (با شريعت و عرفانهاى شرقى و غربى)، معرفت شناسى، فلسفه عرفان، مبانى عرفان، با پيش‌بينى همه ابعاد لازم در عرفان اسلامى و با كنترل دقيق از جهت رعايت كامل موازين شريعت (كتاب، سنت و عقل) از امورى بى‌سابقه در حوزه‌هاى علميه و دانشگاههاى كشور است.

واحدها، سرفصل‌ها و تجارب به دست آمده در اين بخش از فعاليتِ اين مركز قابليت الگو قرار گرفتن در ساير مراكز آموزشى و پژوهشى دارد.

تشكيل اين دوره‌هاى آموزشى، پژوهشى، علاوه بر رفع نيازهاى دائرة‌المعارف براى اولين بار، آموزش عرفان اسلامى در حوزه علميه را به صورت كلاسيك ايجاد كرده است و زمينه‌هاى رشد درست عرفان اسلامى و جلوگيرى از سوء تفاهم‌ها و انحرافات احتمالى را فراهم مى‌سازد.

حجم كار انجام‌شده:

دوره نخست تربيت محقق اسلامى از سال تحصيلى 83ـ82 با تصويب هيأت‌رئيسه مؤسسه آغاز گرديد. شرح وضعيت دوره مذكور به بيان زير است:

1) طول دوره: 6ترم تحصيلى و 2ترم جهت تدوين پايان‌نامه
2) تاريخ شروع و اتمام دوره: از مهرماه1382 تا اسفندماه1386
3) تعداد دانش‌پژوه: 18نفر
4) تعداد واحد درسى و كارورزى: 80 واحد
5) پايان‌نامه‌هاى آماده‌شده براى دفاع: 10پايان‌نامه

لازم به ذكر است كه اكثر دانش‌پژوهان پايان‌نامه خود را تكميل نموده‌اند و در حال آماده‌سازى براى دفاع مى‌باشند. با توجه به اينكه اين دوره جزو دوره‌هاى مصوب آموزش عالى براى مؤسسه نبوده است، مقرر گرديد پس از دفاع از پايان‌نامه مدرك اتمام دوره كه معادل كارشناسى ارشد مؤسسه مى‌باشد به آنها داده شود. اين گواهى صرفاً در مؤسسه داراى اين اعتبار است لازم به ذكر است مركز با دانش‌پژوهان عرفان همكارى خواهد كرد كه در صورت امكان با همين پايان‌نامه از مدرك رسمى حوزه برخوردار شوند.

‌ب) دوره دوم تربيت محقق عرفان‌اسلامى

دوره دوم تربيت محقق عرفان اسلامى با 17دانش‌پژوه از سال تحصيلى 86ـ85 آغاز گرديد. ويژگى‌هاى اين دوره مانند دوره اول تربيت محقق عرفان مى‌باشد. شرح وضعيت دوره به بيان ذيل است:

1) طول دوره: 6ترم تحصيلى و 2ترم جهت تدوين پايان‌نامه
2) تاريخ شروع و اتمام دوره: از مهرماه1385 تا اسفندماه1389
3) تعداد دانش‌پژوه: 17نفر
4) تعداد واحد درسى و كارورزى: 80واحد
5) ترم‌هاى برگزارشده: 3ترم تحصيلى
6) ترم‌هاى باقيمانده: 3ترم تحصيلى و 2ترم جهت تدوين پايان‌نامه

‌ج) دوره تربيت محقق منطق

ó ويژگى و اهميت دوره تربيت محقق منطق:

قابل توجه است كه با توجه به اينكه منطق ابزارى براى بحث‌هاى عقلى (فلسفى، كلامى، اصولى و عرفانى) است و اهميت ويژه آن در معرفت‌شناسى صرفاً در سال‌هاى اخير مورد توجه قرار گرفته است در حوزه‌هاى علميه، انگيزه كمترى براى آموزش تخصّصى منطق وجودداشته و بهمين دليل، حوزه علميه با كمبود جدى متخصص در منطق روبروست، اين مركز پس از شروع به كار فرهنگ‌نامه منطق، متوجه اين مشكل شد و براى رفع نيازهاى پژوهشى خود در صدد برآمد تا دوره‌اى تخصصى در منطق برگزار كند تا آنجا كه ما اطلاع داريم برگزارى دوره تخصصى منطق در حوزه‌ى علميه قم ‌بى‌سابقه است.

ó حجم كار انجام‌شده:

1) طول دوره: 4ترم تحصيلى
2) تاريخ شروع و اتمام دوره: از مهرماه1385 تا تيرماه 1387
3) تعداد دانش‌پژوه: 12نفر
4) تعداد واحد درسى و كارورزى: 50واحد
5) ترم‌هاى برگزارشده: 3ترم تحصيلى
6) ترم‌هاى باقيمانده: 1ترم تحصيلى

‌د) آموزش مديريت:

طرح آموزش مديريت براى مسئولين مركز جزو برنامه‌هاى پيش‌بينى شده در سال87 است كه در صورت تصويب بودجه به اجرا در خواهد آمد.

‌ه) آموزش كتابدارى:

در راستاى ارتقاء سطح علمى و مهارتى كتابداران مركز طرح آموزش كتابدارى براى سال87 پيش‌بينى شده است كه مقرر گرديد با هماهنگى معاونت ادارى مالى و كتابخانه مؤسسه اين طرح به اجرا درآيد.

برخى از فعاليتهاى جنبى انجام شده

أ‌. تهيه لوح فشرده از تدريس اساتيد در دوره‌هاى منطق و عرفان؛

با توجه به اينكه در برگزارى اين دوره‌ها از برترين و برجسته‌ترين اساتيد متخصص در عرفان اسلامى و منطق استفاده شده است، مركز در كنار برگزارى اين كلاسها با هماهنگى سمعى و بصرى مؤسسه اقدام به ضبط صوتى ـ تصويرى و يا صوتى كلاسها و تهيه لوح فشرده از تدريس اساتيد نموده است. اين مجموعه كه در نوع خود مجموعه كم نظير و قابل استفاده‌اى است علاوه بر اين كه مورد استفاده دانش‌پژوهان و پژوهشگران مركز مى‌باشد، براى كليه دانش‌پژوهان رشته‌هاى عرفان اسلامى و منطق قابل استفاده خواهد بود و تا به حال نيز استقبال خوبى از آن شده است.

ب‌. تهيه جزوات درسى و متن آموزشى:

با توجه به اينكه برخى از واحدهاى درسى متن مشخصى نداشتند جزوات و متون آموزشى با همكارى برخى از اساتيد براى اين امر تهيه شده است كه مى‌تواند براى ديگر پژوهشگران نيز قابل استفاده باشد. ضمنا برخى از اين متون در دوره‌هاى بعدى نيز قابل استفاده است

فهرست لوح‌هاى فشردة دروس عرفان مركز

رديف دروس استاد   رديف دروس استاد
1   عرفان شعرى و ادبى رمضانى   11   عرفان نظرى (تمهيد القواعد) يزدان‌پناه
2   فلسفه اسلامى عبوديت   12   عرفان نظرى (تمهيد القواعد) مهندسى
3   معرفت‌شناسى حسين‌زاده   13   عرفان نظرى (تمهيد القواعد) رمضانى
4   تاريخ عرفان اسلامى يزدان‌پناه   14   عرفان نظرى (فصوص الحكم) يزدان‌پناه، مهندسى، رمضانى
5   فلسفه اسلامى رمضانى   15   فلسفه عرفان انزلى
6   فلسفه اسلامى عشاقى   16   عرفان و شريعت يزدان‌پناه
7   فلسفه اسلامى نائيجى   17   فرق صوفيه خسروپناه
8   مبانى عرفان اسلامى اسحاق‌نيا   18   مكاتب عرفان غير‌اسلامى فنايى
9   زبان تخصصى جليلى، موسوى، فنايى   19   عرفان ادبى اسماعيلى
10   عرفان عملى رمضانى        

فهرست لوح‌هاى فشردة دروس منطق مركز

رديف دروس استاد   رديف دروس استاد
1   منطق قديم ملكيان   6   روش تحقيق قراملكى
2   منطق قديم عليزاده   7   فلسفه منطق قديم سليمانى
3   منطق جديد نبوى   8   تايخ منطق سليمانى
4   تاريخ منطق نبوى   9   آيين نگارش ژرفا
5   فلسفه منطق غرب نبوى        

فهرست جزوات درسى واحد آموزش مركز

رديف عنوان جزوه استاد صفحات
1 درآمدى بر تاريخ عرفان اسلامى يزدانپناه 60
2 سيرعرفان نظرى و كتابشناسى عرفان يزدانپناه 54
3 اصالت وجود عبوديت 45
4 تطابق عوالم عبوديت 42
5 تشكيك عبوديت 28
6 مبحث حركت عبوديت 16
7 اتحاد علم و عالم و معلوم عبوديت 22
8 بررسى موضوعاتى از فلسفه عشاقى 57
9 شكاكيت و نسبيت‌گرايى حسين‌زاده 32
10 عرفان شعرى رمضانى 9
11 مباحث نفس نائيجى 50
12 درسنامه فلسفه عرفان انزلى 63
13 كتابشناسى فلسفه عرفان انزلى 6
14 تاويل عرفانى يزدانپناه 60
15 دروس عرفان نظرى يزدان‌پناه 367

چکيده پايان‌نامه‌ها

بررسى ختم ولايت در مكتب ابن عربى

محمد يونس برهانى

چکيده

تحقيق حاضر (بررسى ختم ولايت در مكتب ابن عربى) در پى واكاوى ختم اولياء در مكتب ابن عربى است، ختم اولياء يكى از موضوعاتى است كه در عرفان از جايگاه ويژه برخوردار است. در ساختار مباحث عرفانى، ولايت به عنوان قاعده‌ى آن به شمار مى‌آيد. و ابن عربى در اين زمينه باب تازه اى را گشوده است به نحوى كه بعد از او ختم ولايت، يكى از موضوعات دامنه دار عرفانى گرديده است.

در اين نوشته سعى بر اين است كه به صورت روشن آراء ابن‌عربى بيان شود و آراء ديگران كه در باره آراء وى بيان شده تحليل گرديده و در نهايت تفسير مورد قبول ارائه شود.

هدف، روشن شدن حقيقت ختم ولايت است كه به دور از افراط و تفريط مورد بررسى واقع شود تا وجودمان را در پرتو نور ولايت قرار داده گامهاى بعدى را استوارتر برداريم.

تحقيق حاضر در چهار فصل تنظيم شده است: فصل اول كليات، فصل دوم چيستى ولايت، فصل سوم بررسى حقيقت خاتميت و ارتباط آن با ولايت و در فصل چهارم مصاديق ختم ولايت در مكتب ابن عربى همراه با جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى آورده شده است.

اعيان ثابته در عرفان اسلامى

اصغر نوروزى

چکيده

اعيان ثابته يكياز آموزه هايبنيادين در عرفان اسلاميو به تعبير ديگر يكياز دستاوردهايانديشه عرفانيدر سير تاريخيآن ميباشد. اهميت آن را ميتوان در همپوشيو ارتباط تنگاتنگ مباحث آن با بحث هايالاهياتيمهميمثل علم حق تعاليو اختيار انسان دانست.

اين نوشتار بر آن است با بررسياين آموزه در متون اوليه و درجه اول عرفانيبه تبيين و توصيف آن بپردازد. پيشينه اعيان ثابته خصوصاً قبل از ابن عربى، تعريف و نحوه چينش آنها از مباحث مقدماتياين نوشته ميباشد.( اين آموزه در عرفان اسلاميبعد از ابن عربيمطرح شده است. ابن عربيبه طور مفصل و واضح، البته پراكنده و بدون نظام، به اين مبحث به لحاظ اثباتيو ثبوتيپرداخته است.) بررسيادله عقلى، نقليو شهودياعيان ثابته، رابطه آن با مقام ذات، تعين اول، تعين ثانى، اسماء حق و تعينات خلقيبخش ميانيو طولانيتر اين مقاله و احكام و ويژگيهاياعيان ثابته از جمله: عدميبودن، عدم مجعوليت، ازليت، ابديت و ثبوت علميآن بخش مهم تر آن ميباشد. بخش پايانيآن نيز بررسيعلم حق تعاليو مسئله اختيار به عنوان دو دستاورد مهم اين آموزه ميباشد.

تأكيد ميكنم در اين مختصر از هر نوع پيش داوريدر مورد اين آموزه پرهيز شده است و رويكرد غالب تبيين و توصيف بوده است. اميد است اين نوشتار بتواند دريچه ايبرايورود به مباحث مهم الاهياتيمثل جبر و اختيار و علم حق تعالياز نگاه عرفانيباشد و بر غنايمباحث كلاميو فلسفيدر اين حوزه ها افزوده شود.

تجدد امثال در مکتب ابن عربى

رسول باقريان

چکيده

معرفى کامل وهمه جانبه­ى تجددامثال در مکتب ابن عربى با ارائه­ى تعاريف مختلف تمثيلى و احصاء ويژگيها ونيز طرح زمينه­هاى کشفى اين مسأله از جمله رويکردهاى اين نوشتاراست. اين ويژگيها عبارتند از خلقت عرفانى، آنى بودن خلقت، آفرينشهاى متعدد،توالى خلقتها، ثابت عرفانى،تکرار ناپذيرى،جهان شمولى،اشتمال بر همه مراحل طولى، استکمال،حرکت در عالم، عظمت ادراکى و ادراک شهودى. بر اساس همين ويژگيهاى اساسى اين ديدگاه با نظريات مشابه همانند حرکت جوهرى صدرا مقايسه مي­شود.تبيين مستند و مستدل اين مسأله با عنايت به مبانى عرفانى آن در دو حوزه­ى معرفت شناختى وهستى شناختى رويکرد دوم اين نوشتار مي­باشد.در نهايت بررسى تحليلى دو مطلب در تجدد امثال يعنى ايجاد و اعدام ونيز استکمال و همچنين ارتباط آن با برخى مسائل فلسفى که منجر به ارائه ديدگاهى نوين در مورد آنها مي­شود رويکرد پايانى اين نوشتار مي­باشد.

بررسى تطبيقى بين امامت و ولايت شيعى و انسان کامل از ديدگاه محى‌الدين

محمود جوادى والا

چکيده

اين رساله در واقع يک نوع امامت پژوهى با رويکرد عرفانى محسوب مي­شود، و در آن سعى شده است که امامان شيعه(عليهم السلام) به عنوان انسانهاى کامل حقيقى، که بالاترين مقامات عرفانى را دارند، معرفى شوند، در مقابل افکار وجريانات منحرف و گاه مغرضى که سعى دارند امامان شيعه(عليهم السلام) را نه به عنوان انسان کامل، بلکه به عنوان علماى ابرار امت اسلامى، که کمالات فوق مادى مثل ولايت تکوينى و قدرت تصرف در کائنات يا علم نامحدود يا عصمت و... را ندارند، معرفى کنند.

در اين رساله ضمن تبيين حقيقت امامت و ولايت از ديدگاه مکتب تشيع، صفات و ويژگيهاى امام ، خصوصا صفاتى که ناظر به بعد الهى و عرفانى آن ذوات مقدس مي­باشد، آورده شده است. و در ادامه به بحث انسان کامل از منظر ابن عربى پرداخته شده است، و ضمن بيان اهم صفات و ويژگيهاى انسان کامل ، همه آن صفات بر صفات و ويژگيهاى امامان شيعه(عليهم السلام) تطبيق شده است و نشان داده شده است که آنچه ابن عربى از صفات انسان کامل بيان کرده است، دقيقا منطبق بر آموزه­هاى مکتب تشيع درباره امامت، حتى آموزه­هايى چون زعامت اجتماعى و مرجعيت دينى و عصمت و مانند آن، مي­باشد. از اين رو ابن عربى با تبيين گسترده و همه ­جانبة بحث انسان کامل، هم ابعاد عميق و ژرفترى از امامت شيعه را ترسيم کرد و هم تصوف و عرفان اسلامى را به مکتب تشيع نزديک کرد.

مقام ذات و احکام آن در مکتب ابن عربى

محمد ميرى

چکيده

مراد عرفا از مقام ذات، همان وجود من حيث هووبدون هيچ قيد و تعين ـ حتى قيد اطلاق ـ ميباشد .بنابر اين در مقام ذات هيچ اسم عرفانى وهيچ حکم خاصى نميتواند غلبه داشته باشد در عين اينکه هيچکدام از اين اسماء واحکام خاصه ، از او منتفى نيز نيستند.ذات اين دو حکم به ظاهر متناقض را به خاطر خصيصه وحدت اطلاقى خود ميپذيرد وبعبارت ديگر ايندو حکم، لازمه اطلاق و لاتناهى ذات ميباشد.

ارمغان اعتقاد خاص عرفا در باب ذات حق متعال و وحدت شخصيه وجود،يک نوع هستى شناسى عرفانى بوده است که در آن کل هستى را بصورتى نظام مند تبيين کرده اند.

از نظر عارفان هر چند علم اکتناهى به ذات نامتناهى حق متعال ،براى انسان محدود و متناهى غير ممکن است ولى باب علم اجمالى به آن ذات متعال ،بسته نيست. و حتى ميتوان بعضى احکام را با شرائطى خاص ـ به گونه اى که منافات با اطلاق و لاتناهى ذات نداشته باشدـ به او نسبت داد.

انسان كامل در اشعار مولانا

جليل آقاخانى

چکيده

در نظر مولوى انسان‌ها از ذاتيات يکسانى برخوردارند، بنابراين همة آن‌ها توانايى پيمودن راه تکامل را داشته، مى‌توانند به وصال حق برسند و در کمال بى‌نهايت حق فنا گردند.

مولانا بر اين عقيده است که بشر براى نجات و رستگارى خود دو راه بيشتر ندارد؛ يا بايد عاقل کامل خلق شده باشد يا آنکه با جان و دل تسليم عاقل کامل شود و در ساية رهبرى و رهنمونى او طريق صلاح را بپيمايد و به سر منزل کمال برسد.

پيامبر اکرمˆکامل‌ترين تجلى انسان کامل است. انسان کامل صاحب عقل کل بوده و مظهر حق است و همه موجودات را در خود دارد.

در نظر وى وجود انسان كامل در عالم ضرورى است. اين ضرورت در جنبه‌هاى مختلفى مطرح مى‌شود:

1. انسان کامل هدف نهايى خلقت است.

2. تنها انسان کامل است که مى‌تواند جلوه‌گاه هويت احدى بوده و مظهر اسم اعظم الهى باشد.

3. حفظ نظام هستى در ساية وجود انسان کامل تحقق مى‌يابد.

4. انسان کامل واسطة بين حق و خلق است و چون براى گرفتن فيض الهى، رابطه و تناسب شرط است به واسطة او فيض و برکات حق به نظام هستى نازل مى‌شود.

مولانا در مقام معرفي«انسان کامل»، ويژگى‌هاى او را چنين بيان مى‌کند :

1.همة عالم در انسان کامل جمع است لذا مولانا حقيقت انسان کامل را عالم اکبر مى‌داند

2.منشاء اين جامعيت ارتباط مستقيم آن با تعليم الهى است، که در فرهنگ قرآنى از آن به «علّم الاسماء» تعبير مى‌شود.

3. هر کدام از موجودات هستى مظهر اسمى از اسماء الهى هستند؛ اما انسان کامل چون مظهر اسم اعظم است پادشاه اسماء الهى خواهد بود.

4. زيرا علم و آگاهى پيامبر و ولى کامل به وحى و الهام مستند بوده و به علم الهى متصل است.

5. وقتى انسان کامل اسماء را در خود تحقق بخشيد و جامع آنها شد، جهت ربوبى به خود مى‌گيرد و جامع حق و خلق مى‌شود. سرّ خلافت او نيز همين دو سويه بودن او است؛ اينکه انسان کامل هم خلق است هم حق، هم عبد است هم رب.

اعتقاد مولانا اين نيست که انسان کامل خدا مى‌شود. در نظر او احدى حتى رسول خدا9به مقام ذات الهى راه ندارند.

خير و شر در مكتب ابن عربى

حسن امينى

چكيده

مسئله­ى شر و اينكه شر امر وجودى است يا عدمى، هنوز از دشوار­ترين مسايل در حوزه مطالعات دينى است. اگرچه موضوع خير و شر داراى پيشينه­ى كلامى و فلسفى درازى است؛ ولى در عرفان نظرى سابقه‌ى تاريخى آن به محى الدين در قرن هفتم بر مي­گردد. سئوال اصلى تحقيق اين است كه شر در مكتب ابن عربى امر وجودى است يا عدمي؟ اگر شر يا بخشى از آن وجودى باشد چگونه باخير محض بودن مبدأ هستى سازگار است؟ فرضيه ابتدايى رساله اين است كه خير و شر از احكام تعيناتند. خير مطلق، شر را از سراسر هستى طرد كرده است. خير و شر در يك تقسيم به مطلق و مقيد و در تقسيم ديگر به تكوينى و ارادى تقسيم گرديده است. در فلسفه شر در وجودات عينى و در عرفان در مظاهر وجود مطرح است. ابن عربى، از حيث وحدت شخصيه و نظام احسن، شر را مطلقا در نظام هستى به مفاد سلب بسيط تحصيلى منتفى دانسته؛ ولى از حيث تعينات، شرور نسبى را در نظام تكوين و يك نوع شرور ذاتى سلوكى را در نظام تشريع پذيرفته است؛ پس از ابن عربى قونوى به صورت پراكنده در ضمن مباحث ديگر به آن پرداخته است بعد از وى محقق جندى با تأثير پذيرى از انديشه­هاى فلسفى در بيان ديدگاه ابن عربى دچار لغزش گرديده است، پس از ايشان، شارحان قرن هشتم متأثر از وى بوده­اند؛ اما فنارى در قرن نهم به قونوى بازگشته است. در قرن يازدهم ملا صدرا در مواردى از جمله در مفاتيح الغيب پس از تبيين ديدگاه نيستى انگارانه­ى ارسطو و به چالش كشيدن آن، با نقل عباراتى از ابن عربى و قيصرى، بدون اينكه تبيينى ارائه داده باشد، به صورت اجمال به ديدگاه محى الدين اشاره كرده است. پس از وى بيشتر محققان اين حوزه ميان ديدگاه فلسفى و عرفانى خلط كرده­اند. اين اندازه از شرور به تضاعف و جهات امكانى، استعداد جزئى، قابليت مواطن و در نهايت به استعداد كلى اعيان ثابته بر مي­گردد.

فلسفه‌ى آفرينش از منظر عرفان اسلامى

مجيد گوهرى‌رفعت

چكيده:

هر مكتبى در مورد فلسفه آفرينش نظر خاص خود را دارد. اشاعره قائلند كه افعال الهى داراى غرض نمى‌باشد اما معتزله و متكلمين شيعه معتقدند كه حق تعالى در افعالش داراى هدف است ولى اين غرض عايد به مخلوقين است. حكماء مشاء قائل به فاعليت بالعنايه، اشراق معتقد به فاعليت بالرضا حكم صدرا قائل به فاعل بالتجلى هستند. اما در اين بين در نظر عرفا هدف خلقت ظهور كمالات حق تعالى در موطن علم و عين است و بر اساس حديث كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف، حق تعالى خلق كرد تا شناخته شود و لازمه اين شناخت ظهورش در عالم است و اقتضاى اين ظهور آن است كه داراى مظهر تام باشد كه همان خليفةالله است كه متصف به اوصاف مستخلف بنحو تمام و كمال است هم داراى وحدت است هم كثرت يعنى صورت اعتداليه اى كه نه وحدت غلبه دارد نه كثرت، اين همان كون جامع است. پس هدف آفرينش ظهور و بروز كمالات ذاتى و اسمائى است كه در وجود انسان كامل محقق شده است. اين نظر عرفا مطابق با فلسفه آفرينش از منظر قرآن است و اين بيان با بررسى آيات مربوط به هدفمندى افعال الهى و اوصافى كه براى انسان كامل ذكر شده آشكار مى‌شود و همچنين نظر عرفا مطابق با فلسفه آفرينش از منظر حكمت متعاليه است چون حرف نهايى ملاصدرا همان حرف عرفاست و با يكى بودن قرآن و عرفا و برهان ديدگاه عرفان از اين دو پايگاه تاييد مى‌شود.

مطالعه‌ى تاريخى ورود روايات اهل‌بيت در کتب عرفانى

سيد وحيد معتمدى

چكيده:

ارتباط بين تشيع و عرفان مسأله‌اى است كه همواره مورد عنايت محققين بوده است. نگاه به اين ارتباط از جنبه‌هاى گوناگون امكان‌پذير است، لكن دقت در تعاليم مشترك بين اين دو نحله اسلامى و چگونگى تاثيرپذيرى يكى از ديگرى كمتر مورد توجه بوده است. برخى از اين مشتركات را اين‌گونه مى‌توان احصاء كرد: تبيين مفهوم توحيد ناب، جمع بين تشبيه و تنزيه حق تعالى، قول امر بين امرين و تبيين راهى مجزا از جبرگرايى و تفويض مطلق، تبيين جايگاه قطب و انسان كامل در عرفان و امامت در مكتب تشيع و تطابق آن دو در قرون متاخر، توجه به رسيدن به عمق و حقيقت معنا در مواجهه با متون شريعت و على‌الخصوص قرآن كريم (تأويل) در اين تحقق نشان داده شده است كه اين تعاليم مشترك از يك منبع سرچشمه گرفته است، كه آن چشمه زلال روايات و تعاليم اهل‌بيت عليهم‌السلام مى‌باشد.

تدبر در چگونگى نفوذ اين روايات در كتب عرفانى قرون ابتدايى اسلام (تا قرن پنجم هجرى) بسيار حائز اهميت است، خصوصاً اين كه جو غالب جوامع و گروه‌هاى اسلامى عموماً و عرفا خصوصاً، تفكر فرهنگ اهل سنت بوده است.

نوع نگاه اهل معنا به شخصيت علمى و عملى اهل‌بيت عليهم‌السلام خود مقدمه و مبناى اين تفكر است. چرا كه اهل معنا با توجه به اين كه اهل‌بيت عليهم‌السلام را داراى طهارت مطلق از هر گونه رجس و پليدى مى‌داند و همچنين اين خداندان را داراى علم لدنى تام مى‌شناسند، روايات آنان را همچون كلمات رسول‌الله صلى‌الله عليه و آله داراى حجيت ذاتى مى‌دانند.

وجود افرادى كه به نحوى در اين دو گروه مشترك باشند مداخل ورودى اين روايات به كتب عرفانى را تا حدودى آشكار مى‌كند. ميزان بهره‌گيرى مؤلفين كتب عرفانى قرون اوليه از روايات و كلمات معصومين عليهم‌السلام و تبيين مقاصد و معارف و مصطلحات خود بر طبق اين روايات با رجوع به اين كتب كاملاً هويداست و عرفا غالب مباحث خود را با توجه به اين روايات سامان داده‌اند.

چينش نظام هستى از ديدگاه محقق کاشانى

جواد جعفريان

چكيده:

محقق كاشانى عارفى است كه هم به مكتب خراسان تعلق دارد و هم گرايش به مكتب غرب جهان اسلام يعنى مكتب ابن‌عربى. اين رساله مربوط به ديدگاه‌ها و برداشت‌هاى وى از مكتب ابن‌عربى است نه آن جهت كه مرتبط به مكتب خراسان است، آن هم به همه بحث‌ها و ديدگاه به صورت مبسوط پرداخته نمى‌شود بلكه صرفاً توجهش به چينش نظم بين ظهورات آن حقيقت فارد و وجود يگانه از ديدگاه وى است.

آنچه در اين رساله مطرح شده اين است كه محقق كاشانى نتوانسته خود را از نظام فلسفى مورد قبول فلاسفه مشاء و اشراق بيرون بكشد. در فلسفه بعد از حق تعالى، عقل اول اولين موجود است و بعد از آن بقيه عقول و نفوس ناطقه و عالم مثال و ماده است. كاشانى نيز همين نظم را پذيرفته، و مقامات و تعيناتى مثل تعين اول و تعين ثانى را كه در ديدگاه مشهور اهل عرفان مطرح است را منطبق بر همين مراتب كرده است.

تعين اول در كلام وى همان عقل اول است و مرتبه الوهيت را نيز در همين عقل اول ترسيم مى كند. به عبارت ديگر عقل اول موطن اسماء و صفات و اعيان ثابته نيز هست. علم ذات به ذات در مقام اقتضايى دارد، و آن اقتضاء كه از آن به مشيت نيز تعبير شده، علم ذات به جميع اشياء است. با حصول علم ذات به جميع اشياء، نسبى بين ذات احديت و اشياء معلومه ايجاد شده كه باعث حصول و ظهور اسماء و صفات مى‌شود. اين اسماء و اعيان كرب و طلبى دارند كه با ظهورشان در خارج اين كرب برداشته شده و عالم شكل مى‌گيرد.

در عين حال وى، وحدت شخصى را به عنوان اصلى كلى پذيرفته و از آن دفاع كرده است.

كليدواژه: ملاعبدالرزاق كاشانى، حقيقت وجود، الذات الاحدية، مراتب ظهورات، تعين اول، حضرت الوهيت، عقل اول.